
بیا واقعا راجع بهش حرفبزنیم الانی که دو هفته است گذشته اوتم بعد چیت کردن ینی اخرین کاری که دیگه انجام شد که دییییگه تموم کنه این سردرگمی رو .. با اینکه این اتفاقه واسه جمع کردن داستان بود که دیگه گیج نشم اما نمیدونم چزا الانم هنوز نکندم .. هنوز منتظرم.. منتظر اینکه پشیمونی و حال بدش رو ببینم ؟ یا اینکه مناظر یه راهمواسه دوباره باهمبودن ؟ خودمم نمیدونم فقط میدونم اینجوری نمیخوام بمونه . وابستگی لعنتی نمیدونم چیه که اینجوری آدمو داغون میکنه که میدووونی باید تمومشه اما ول نمیکنی . چسبیدی به رو...
ادامه مطلب
من عاشق شدم ینی ؟؟ خب !معلومه که نه ! منو چه به این حرفا اخه :)) پوپو رودوسش دارم. خیلی . بیشتر از همیشه حتی . عاشقم ؟؟ اه خفه نه بابا . میخوام همین الان بهش بگو دوسش دارم . میدونم کیفم میکنه اما میگم . یعنی بعد 5 ماه رفاقت نمیتونیم به بی افمون ابراز علاقه کنیم ؟؟ پس به کی بکننیم ؟؟ واه واه ! عاقا ما 2 بار رفتیم خونه پوپو اینا تو این مدت . مامیشم هر 2 بار بود . فک کن! ما تو اتاق و این داستانا .. دیگه همه سوراخامو دیده و چک کرده پوپو :)) منم واسه اونو . همه مدلی دیگه توضیح ندم ریا شه . پوپو بهم گفت وابسته شده و بدون من میمیره و هه ! این از این . خب بریم سر اون یکی مطلب . عه پوپو ...
ادامه مطلب